

آگاهی نوریست که از درونِ سکوت میجوشد.
نه صدایی دارد، نه شکلی، اما وقتی پیدایش میکنی، همه چیز رنگ دیگری میگیرد.
دیگر جهان بیرون تو را نمیبلعد؛ تو در مرکزِ خویش میایستی، و هستی را از درون لمس میکنی.
آگاهی لحظهایست که میفهمی شاهدِ افکارت هستی، نه اسیرشان.
احساست را میبینی، بدون آنکه در موجش غرق شوی.
درونت آرام میگیرد، نه به خاطرِ سکوت بیرون، بلکه چون درونت، تماشاگرِ بیدار، بیدار شده است.
او توست، پیش از همهی نقشها.
قبل از “منِ” اجتماعی، قبل از ترس و خواستن.
جوهرِ حضور، که بیقضاوت نگاه میکند، و هر بار که چشمِ دلش باز شود، جهان اندکی روشنتر میشود.
آگاهی یعنی دیدنِ تاریکی بدون نفرت،
دیدنِ رنج بدون مقاومت،
و پی بردن به اینکه در میان همهی این لرزشها، چیزی درونت هست که هرگز نمیلرزد.
در این مسیر، تو آرامآرام از خواب ذهن بلند میشوی؛
میفهمی زندگی نه زنجیر، بلکه آینهست—
هر لحظه تصویری از تو، تا بیاموزی چگونه به نور نزدیکتر شوی.
آگاهی همان بذر بیداریست؛
اگر لحظهای در خودت ساکت شوی، صدای روییدناش را میشنوی…
تمامی آموزش های مرتبط با اگاهی و نفوذ را پیدا کنید
انواع ترس و اگاهی از ان
شناخت اعتیادو پذیرفتن
در مورد خود چه میدانیم ؟نقاط قوت و ضعف
ایمان داشتن فقط به یک قدرت
قران کتاب راهنما
مشاور شخصی
مشاوره قبل و بعد
ثروت ظاهری و باطنی
با اموزش آگاهی توانستیم دریچه جدیدی را به دنیای بیرون باز کنیم.